|
سوتیترهای زنده مانی یک علاقمند به ارتباطات و ادبیات
|
دیگر شعر نمیگویم
دیگر شعر نمیخوانم
شعرشدهام
شعری کوتاه
تک سیلابی
آه !
فریبا عرب نیا
پ.ن:
من هم /پرایزنر گوش میدهم/ ایسا میخوانم/و سکوت میکنم
روح بلند و آرام مادر مهربانم به آسمان خدا پرکشید ...
بغض نوشت:
دهان تو برای بوسه ای
نیمه باز شد
یا خنده ای
یادرتشنگی می سوختی
برای آب
دهان تو حرفی را گفت
که برای همیشه
ناشنیده ماند.
داشتم کم کم قصردرمی رفتم که یکی هم پیدا شدو منو پا لختی هل داد وسط بازی شب یلدا
و اگر دعوت پویاهه ی خائن و متعاقبا این خانوم نبود مطمئنا الان در نکوهش این بازی و بلاگرهای همیشه جوگیر ایرانی چیزها نوشته بودم!
1. اینجانب مفتخرم که بسیارتنبل ، دنده پهن ، بی نظم ، احساساتی، لجوج ،لوس و زودرنجم.
اینجانب مدعی هستم که با ممارست بسیاروبا ذکر مستندات فراوان، الهه ی تنبلی می باشم وهر کس نظری مغایر باین ادعا دارد یا مدعی است از اینجانب گوی سبقت را ربوده است باید بطور شفاف و مستند وباتهیه نمودارو ارائه رزومه ادعایش را به اثبات رساند.
2. از سگ ، آمپول و ارتفاع می ترسم . ناخن می جوم ، گواهینامه رانندگی ندارم وهرگزبرای اخذ آن اقدام نکرده ام ،ساعت ندارم، همراه ندارم ، ضمنا شنا هم بلد نیستم !
3.ازاینا بدم می آید یا بهتر بگویم متنفرم :
از سربالایی ، از هرگونه پله، از تلفن جواب دادن، آیفون جواب دادن و در بازکردن، آدمهای وراج ، مینی بوس ، رئال مادرید، 6600، صبح زود بیدارشدن، مجالس عروسی ، تیمهای عربی ، اکبر ضد فوتبال، خرمالو، مش مو ، 40چراغ ، نصب ویندوز ، لیمو شیرین ، مورد انتقاد واقع شدن، حسن جوهرچی،شرمیشن، محمود فکری ، افغانی، دود ، بدقولی ، پیاده روهای سمت راست خیابانها، انتظار،دیوار ،شرجی، ال جی ، کروبی ، اسپم و send 2 all
4. معمولا در آخرین لحظات به قطار یا پرواز یا جلسات می رسم و اکثر اوقات روی تاخیر معمول این چیزها هم حساب ویژه ای باز می کنم و بجز یک مورد که هرچه دویدم به قطار نرسیدم همیشه در واپسین ثانیه ها خودم را رسانده ام و به این خصلت خود افتخار می کنم و کلا در این مورد ادعایم می شود!!
5. با اینا حال می کنم :
مالنا، بارسلونا ، مایاکوفسکی، آدامس خرسی ، کیت کت ، نوال زغبی ، شکلات ،عروسک ، هدیه گرفتن ، کورن فلکس، رونالدینیو ، دایتی،پرسپولیس، آهنگ بلانشو مهدیه ،جواد رضویان ، حاشیه های فوتبال ، مخفیانه عکس گرفتن ، ماساژ، شیرقهوه ، انتقاد کردن،خط روخط شدن تلفن ،چه گوارا ،باران، نت و پیاده روهای سمت چپ خیابانها
حالا که در وقت اضافه خودم را به بازی رساندم می بینم بسیاری از دوستان گل وخلم دعوت شده و در عید پاک اعتراف کرده و راحت شده اند! وامااز آنجاییکه این شتربالاخره باید در همه خانه های ما ایرانیهای جوگیر بخوابد، برای این 5 دوست که تابحال جان سالم بدربرده اند ، کارت دعوت می فرستم !
تا درس عبرتی شود برای آیندگان !!
واینم از گروه ۵
...
Je suis malade, c'est ça, je suis malade
Tu m'as privé de tous mes chants
Tu m'as vidé de tous mes mots
Et j'ai le coeur complètement malade
Cerné de barricades
T'entends
زندگی ... تر از این نمیشه !
زحمت پرکردن جای خالیشو خودت بکش !
یا شاید بهتر باشد اینگونه بگویم : مثل اینکه قرار است اتفاقی بیفتد ..
پ.ن: آن اتفاق خوب ساده هنوز نیفتاده ...دعا کنید
همیشه استعفا به معنی کم آوردن نیست فکر نمی کنی گاهی اوقات اعتراض به وضع موجود باشد ؟؟؟ به قول حمید چه تمنای محالی دارم ...خنده ام می گیرد ...تو که با فکر بیگانه ای !
آقای رئیس ! من مثل تو نیستم مثل تو به زندگی نگاه نمی کنم هنوز بلدم احساس ...انسانیت ...و غیرت را هجا کنم مثل تو نیستم تو هم مثل من نیستی هیچ کس مثل هیچ کس نیست !
من مثل تو نیستم ...بگذار راحتت کنم دزد نیستم ...راستی ...برای تو که غیرتت را فرستاده ای گدایی ...
برای تو که قبرت را هم با مصالح دزدی می سازی فرقی هم نمی کند ...آقای رئیس ! آسوده بخواب ..!!
این روزها
وقتی یک لغزش ساده ی
قلم
کفتار را
کفتر
می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی تفاوتی
مثل نان
دل بست !
نان را
از هر طرف بخوانی
نان است !
پ.ن: به ابتذال نان گرفتارم این روزها...